• رویا باقری

    رویا باقری

    صدای نالـــــه های ما بــه آسمان نـــمی رسد به گوش یک فرشته هم صدایمان نمی رسد کنار شعرهایمان اگر که ...
  • سید سعید صاحب علم

    سید سعید صاحب علم

    آسمان دزد است کشتی حالِ بادش را ندارد او فقط از دزد دریایی نمادش را ندارد باز می پرسی که کشتی های من ...
  • ﻋﻤﺮاﻥ میری

    ﻋﻤﺮاﻥ میری

    من و این شعر غریبانه تر از هم هستیم بی پر و بال تر از عالم و آدم هستیم ما دوتاییم، دوتا عشق، دوتا ...
  • محمدجواد منوچهری

    محمدجواد منوچهری

    رو به دریای دلت باز شده پنجره ای با دوچشم عسلت وه که چه خوش منظره ای هرکه دیدست تورا عاشق ودیوانه ...
  • پاییز رحیمی

    پاییز رحیمی

    تویی بهانه ی یک عمر،بی بهانگی ام و عاشقانه ترین،حسرت زنانگی ام تویی صدای ِ تمام پرندگان ِ جهان ...
  • مینا  سراوانی

    مینا سراوانی

    هر دقیقه دورم ازتو..بی قراری سهم من می روی با هر کسی…پرهیزگاری سهم من چشم هایت، دستهایت، حرف هایت ...
  • رویا باقری

    رویا باقری

    صدای نالـــــه های ما بــه آسمان نـــمی رسد
    به گوش یک فرشته هم صدایمان نمی رسد

    کنار شعرهایمان اگر که جان دهیم هم
    کسی به داد شعرهای نیمه جان نمی رسد

    اگرچه زندگی امید … اگرچه مرگ چاره ساز…
    ولی به داد درد من نه این نه آن … نمی رسد!

    بتاز رخش نازنین به دست رستمی دگر
    که این دوپای خسته ام به هفت خان نمی رسد

    مرا به سیب قرمز بهشت خود محک نزن
    که روسیاهی دلم به امتحان نمی رسد

    تو می روی و قصه هم به آخرش رسیده که
    دگر زمان به گفتن ِ گلم بمان ) نمی رسد

    تمام سرنوشت من شده همین که دیده ای:
    کسی که هرچه می دود به کاروان نمی رسد

    دلم گرفته از خودم از این من ِ بدون تو
    و ناجی همیشگی که ناگهان … نمی رسد

    گلایه نیست خوب من،ولی بگو که تا به کی
    کلاغ قصه های ما به آشیان نمی رسد

    رویا باقری

    ادامه مطلب ...
  • سید سعید صاحب علم

    سید سعید صاحب علم

    آسمان دزد است کشتی حالِ بادش را ندارد
    او فقط از دزد دریایی نمادش را ندارد

    باز می پرسی که کشتی های من غرق است؟ آری
    مثل معتادی که خرج اعتیادش را ندارد

    باغ وحشی را تصور کن که می رقصد پلنگی
    تاب اشک ما و مرگ هم نژادش را ندارد

    بی قرارم مثل وقتی مادری با یک شماره
    می رود تا باجه ها اما سوادش را ندارد …

    حکم جنگ آمد تصور کن که سربازی نشسته
    غیرتش باقی ست اما اعتقادش را ندارد

    آب راکد را که دیدی؟ چون سرش بر سنگ خورده
    رود بود و حال شوق امتدادش را ندارد

    درد یعنی شاعری در دفتر شعرش ببیند
    مثل سابق دیگر آن احساس شادش را ندارد

    سید سعید صاحب علم

    ادامه مطلب ...
  • خواننده باید بکوشد جان شعر را پیدا کند

    خواننده باید بکوشد جان شعر را پیدا کند

    هفت بیت:،علی رستمیان – خواننده – با بیان این که در همه آثار بزرگان «طراحی آواز» وجود دارد، گفت: طراحی آواز خلاقیت است، بنان با استفاده از این کار، جان شعر را به خوبی ادا می کرد و ما نیز باید بکوشیم جان هر بیتی را که پیش روی مان می گذارند، بیابیم و آن را به آواز ادا کنیم. سومین نشست با بررسی تئوریک و فنی «طراحی آواز» در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.

    ادامه مطلب ...
  • چهارمین شب شعر عاشورایی «پرچم های برافراشته»

    چهارمین شب شعر عاشورایی «پرچم های برافراشته»

    مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی هرمزگان گفت: از دل فرهنگ عاشورا می توان مفاهیم متعالی فرهنگی هنری و عرفانی را بیرون کشید و در قالب های مختلف هنری به مردم ارائه داد .
    به گزارش هفت بیت،منطقه خلیج فارس، علیرضا درویش نژاد در نشست خبری چهارمین شب شعر عاشورایی «پرچم های برافراشته»، ضمن تقدیر و تشکر از شرکت تایدواتر در پذیرش میزبانی و برگزاری متوالی چهار دوره شب شعر عاشورایی پرچم های برافراشته، نگاه فرهنگی حاکم در این شرکت را شایسته تقدیر و تحسین دانست .
    وی افزود: اگر این نگاه فرهنگی در سایر بخش های تجاری و اقتصادی گسترش یابد، فرهنگ رشد می کند و آسیب های اجتماعی کاهش می یابد و به راحتی می توان به ایده آل و آرزوهای فرهنگی و هنر جامع عمل پوشاند .
    این مقام مسئول با اشاره به برنامه چهارمین شب شعر عاشورایی، بیان کرد: این برنامه فرهنگی با رویکرد ارزشی و به صورت تخصصی و عالمانه و با حضور و همفکری اندیشمندان در بندرعباس برگزار می شود .

    ادامه مطلب ...
  • ﻋﻤﺮاﻥ میری

    ﻋﻤﺮاﻥ میری

    من و این شعر غریبانه تر از هم هستیم
    بی پر و بال تر از عالم و آدم هستیم

    ما دوتاییم، دوتا عشق، دوتا پاییزیم
    بیش از اینیم، ولی پیش شما کم هستیم

    تپش ناقص قلبیم و فشار عصبی
    پس طبیعی ست که ما درد مسلم هستیم

    داغ عشقیم که از دور نمای دلمان
    مثل دیوار فرو ریخته ی «بم» هستیم

    شاخه های خم و پوسیده و آفت زده ایم
    شاخه هایی که به روی خودمان خم هستیم

    تیشه دادید که ما ریشه ی خود را بزنیم
    صحبت عشق میان است -جهنم- هستیم

    ﻋﻤﺮاﻥ میری

    ادامه مطلب ...
  • محمدجواد منوچهری

    محمدجواد منوچهری

    رو به دریای دلت باز شده پنجره ای
    با دوچشم عسلت وه که چه خوش منظره ای

    هرکه دیدست تورا عاشق ودیوانه شدست
    شب پیش آمده در کوچۀ مان ساحره ای

    پشت من حرف وحدیث است ولی مطمئنم
    پای حرف دگران خرد نکردی تره ای

    دست تقدیر همانگونه که این رشته گسست
    کاش پیوند زند بار دگر با گره ای

    حال واحوال مرا بی تو فقط یک شب سرد
    می تواند به تو تفهیم کند تذکره ای

    محمدجواد منوچهری

    ادامه مطلب ...
  • پاییز رحیمی

    پاییز رحیمی

    تویی بهانه ی یک عمر،بی بهانگی ام
    و عاشقانه ترین،حسرت زنانگی ام

    تویی صدای ِ تمام پرندگان ِ جهان
    که من بدون تو پاییز ِ بی ترانگی ام!

    بهارهای زیادی گذشت از سر ِ من
    ولی شکفته نشد روح سبز ِ دانِگی ام

    سکوت و خودخوری و اشک و ترس و بدبینی
    نمادِ ساده ی یک عمر ، موریانگی ام

    شبیهِ خوشه ی انگورهای سرخِ حیاط
    تو آمدی و نشستی به بزم خانگی ام؛

    و بعد، مستی ِ لبهای تو شرابم کرد
    و عشق بُرد مرا سمت ِ بی کرانگی ام

    تو آشتی دادی سایه ی مرا با من
    تویی که خاتمه دادی به چندگانگی ام

    “تو عاشقانه ترین شعر روزگار منی”
    و شاهکار چهل سال، شاعرانگی ام!!

    پاییز رحیمی

    ادامه مطلب ...
  • مینا  سراوانی

    مینا سراوانی

    هر دقیقه دورم ازتو..بی قراری سهم من
    می روی با هر کسی…پرهیزگاری سهم من

    چشم هایت، دستهایت، حرف هایت مال او
    جای خالی، عکس هایت یادگاری سهم من

    قدر یک لحظه به یاد من نمی افتی شبی
    با خیالت گریه با شعر نزاری سهم من

    چتر هر گل می شوی وخشت خشت سینه ام
    زخمی واندوه باران بهاری سهم من

    من ثریا هم اگر بودم به چشم تو ولی
    دیگری می شد ستاره… بی مداری سهم من

    مادرم می گفت بخت مادر ودختر یکی است
    آتش دل کنج مطبخ…خانه داری سهم من

    گاه گل هرقدر زیبا خار چشمت می شود
    چون گلایل گریه های هر مزاری سهم من

    چشم هایم چون پری شاعر نکردت… آخرش
    می شود ازدوری تو شهریاری سهم من

    مینا سراوانی

    ادامه مطلب ...