مهسا تیموری

مهسا تیموری

مهسا تیموری

من توراهرشب به صرف چای مهمان میکنم
گیسوان بی قرارم را پریشان میکنم

کوهی از دلتنگی ام را با کمی بازیگری
پشت یک لبخند زیبا از تو پنهان میکنم

در کنارت ظاهرا ً آرامم اما از درون
مثل یک آتشفشان خسته طغیان میکنم

کاخ زیبایی که ما از آرزوها ساختیم
میزنم در سینه ام یک لحظه ویران میکنم

تاتو چایی میخوری من هم دلم را بی صدا
میبرم در گوشه ای با گریه درمان میکنم

••••
باز میگردم به آغوش تو اما بازهم
چشمهای قرمزم را از تو پنهان میکنم

« مهسا تیموری »

(1) دیدگاه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + پنج =