ترانه جوانبخت : قطره‌ها حاوی جرقه‌ی ناب

قطره‌ها حاوی جرقه‌ی ناب
همگی مهمان دست سلام
و نگاه لحظه در  پر شدن لیوان زمزمه‌ای

واژه‌ها می‌بارید
عشق می‌باخت دلش را
در عصیان سراسیمه‌ی سبز
و تو آرام نوازش‌ را می‌بردی بر پوست نازک زمان

چاره‌ای جز شدن یک ترانه نبود
برگ احساس
به دنبال سرفه‌ای از خورشید تموز
و تلنبار شدن در جنون یک حسرت

تو قناری
حیران
از پس یک پرده
تماشا کردی
نرم‌تر از خزیدن نسیم اریش
در دل آماسیده‌ی رنگین‌کمان نیاز
دست عریان سپیده را
در شرنگ گسل

 

 

 

ترانه جوانبخت