تمام پنجره را غرق حسن یوسف کن
حمیدرضا برقعی

تمام پنجره را غرق حسن یوسف کن

تمام پنجره را غرق حسن یوسف کن
دل اهالی این کوچه را تصرف کن

قدم بزن وسط شهر با صدای بلند
به عابران پیاده غزل تعارف کن

و بی‌بهانه تبسم کن و نگاهت را
شبیه آینه‌ها عاری از تکلف کن

سپس به مجلس ترحیم یک غریبه برو
و چشم‌های خودت را پر از تأسف کن

صدای ضبط، اتوبان، هوای بارانی
به خود بیا! نرسیده به قم توقف کن

سلام دختر باران! سلام خواهر ماه!
بهشت را به همین سادگی تصرف کن

حمیدرضا برقعی

 حمیدرضا برقعی

حمیدرضا برقعی