آرشیو نویسنده : عارف

  • غزلم دره ای از نسترن و شب بوهاست

    غزلم دره ای از نسترن و شب بوهاست

    غزلم دره ای از نسترن و شب بوهاست
    مرتع درمنه ها دهکده ی آهو هاست

    این طرف کوچه ی بن بست نگاه آبی ها
    آن طرف کوچه ی پیوند کمان ابروهاست

    این خیابان بلندی که به پایین رفته
    مال گیسوی به هم ریخته ی هندوهاست

    غزلم گردش کاشی است در اسلیمی ها
    غزلم تابش خورشید بر اسکیمو هاست

    باد می آید و انجیر مقدس مست از
    روسری های به رقص آمده در هو هو هاست

    هر چه که بر سر من رفته از این قافیه ها
    از به رقص آمدن باد میان موهاست

    تلخ مردن وسط هاله ای از ابر و عسل
    سرنوشت همه ی هسته ی زرد آلو هاست

    کار سختی است _ ببخشید _ ولی می گویم ….
    اینکه … بوسیدنتان …. دغدغه ی …. کم روهاست

    ” حامد عسکری”

    ادامه مطلب ...
  • باد می آید و از قافیه ها می گذرد

    باد می آید و از قافیه ها می گذرد

    باد می آید و از قافیه ها می گذرد
    از غزل های من زخم نما می گذرد

    باد یک آه بلند است که گاهی دم عصر
    نرم می آید و از بغض خدا می گذرد

    بوی آویشن کوهیست که می آید یا…
    باد از خرمن موهای رها می گذرد؟

    زنده رودیست پریشان وسط پیچ و خمش
    شب جدا می گذرد… شعر جدا می گذرد

    چند قرن است که یلدای من کهنه چنار
    به غزلخوانی چشمان شما می گذرد

    باد می آید و «رخساره برافروخته است»
    شاید «از کوچه معشوقه ی ما می گذرد»

    حامد عسکری

    ادامه مطلب ...
  • دست و پا بسته و رنجور به چاه افتادن

    دست و پا بسته و رنجور به چاه افتادن

    دست و پا بسته و رنجور به چاه افتادن
    به از آن است که در دام نگاه افتادن

    سیب شیرین لبت باشد و آدم نخورد؟
    تو بهشتی و چه بیم از به گناه افتادن

    لاک پشتانه به دنبال تو می آیم و آه
    چه امیدی که پی باد به راه افتادن؟

    آخر قصه ی هر بچه پلنگی این است:
    پنجه بر خالی و در حسرت ماه… افتادن

    با دلی پاک، دلی مثل پر قو سخت است
    سر و کارت به خط و چشم سیاه افتادن

    من همان مهره ی سرباز سفیدم که ازل
    قسمتم کرده به سر در پی شاه افتادن

    عشق ابریست که یک سایه ی آبی دارد
    سایه اش کاش به دل گاه به گاه افتادن

    حامد عسکری

    ادامه مطلب ...
  • شب دلواپسی‌ها هرقدر بی‌ماه‌تر بهتر

    شب دلواپسی‌ها هرقدر بی‌ماه‌تر بهتر

    شب دلواپسی‌ها هرقدر بی‌ماه‌تر بهتر
    که شاعر در شب موهای تو گمراه‌تر بهتر

    برای شانه‌های شهر متروکی شبیه من
    تکان‌های گسل، یک‌دفعه و ناگاه‌تر بهتر

    چه فرقی می‌کند من چند سر قلیان عوض کردم؟
    برای قهوه‌چی‌ها، مرد، خاطرخواه‌تر بهتر

    ندانستی که روی بیت بیتش وزن کم کردم
    نوشتی شعرهایت شادتر، کم‌آه‌تر بهتر

    نه این‌که قافیه کم بود نه! در فصل تابستان
    غزل هم مثل دامن هرقدر کوتاه‌تر بهتر

    حامد عسگری

    ادامه مطلب ...
  • اصلا قبول حــرف شما ، من روانی ام

    اصلا قبول حــرف شما ، من روانی ام

    اصلا قبول حــرف شما ، من روانی ام
    من رعد و بـرق و زلزله ام ؛ ناگهانی ام

    این بیت های تلخ ِ تفس گیر ِ شعله خیز
    داغ شماست خیمـه زده بر جوانی ام

    رودم ! اگــرچه بی تو به دریا نمی رسم
    کوهم ! اگــرچه مردنی و استخوانی ام

    من از شکوه ِ روسری ات کم نمی کنم
    من – این غبار – چـرا می تکانی ام ؟

    بگــذار روی دوش تو باشد یکی دو روز
    این سر ، که سرشکسته ی نامهربانی ام

    کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست
    از بعد رفتنت ، گل ِ ابرو کمانی ام !

    شاعر شنیدنی است … ولی دست روزگار
    نگذاشت … اینکه بشنوی ام یا بخوانی ام

    این بیت آخر است ! هوا گرم شد ، بخـند
    من دوستـدار ِ بستنی زعفرانی ام !

    حامد عسکری

    ادامه مطلب ...
  • قاصدک های سوار بر باد مثل من خسته و سرگردانند

    قاصدک های سوار بر باد مثل من خسته و سرگردانند

    قاصدک های سوار بر باد مثل من خسته و سرگردانند
    یا که در حسرت دستان خدا پشت هر،پنجره ای می مانند

    خسته ازحرف دل مردم شهر، نیمه شب بارِ سفر می بندند
    از سکوت دهن دوخته ای پشت این حنجره ها گریانند

    تنشان زخمی از باد خزان زیر پاهای هزاران برگ اند
    جنس رویای شب سبز بهار در پس سایه ی شب زندانند

    همه در پشت نقاب لبخند نگران شب سرما زده اند
    خنده ی آینه ها مسخ شدند ، همگی قهقهه ی شیطانند

    آی .ای قاصد زیبای بهار سهممان یک خبر تازه نبود
    نگران چلچله ها ، دلواپس ، منتظر گوشه ی هر ایوانند

    کوچ کردند به دنبال بهارغافل ازاینکه خزان درراه است
    یا که در حبس سکوتی دائم از نگاه من و تو پنهانند

    “قاصدک هان چه خبر آوردی” کنج این شهر همه منتظریم
    گرچه اخبار شما دستخوشِ فصل سردرگمی و بحرانند

    شهلا نوروزی

    ادامه مطلب ...