آرشیو دسته بندی : شعر سپید و نیمایی

  • گروس عبدالملکیان

    گروس عبدالملکیان

    دختران شهر
    به روستا فکر می کنند
    دختران روستا
    در آرزوی شهر می میرند
    مردان کوچک
    به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند
    مردان بزرگ
    در آرزوی آرامش مردان کوچک
    می میرند
    کدام پل
    در کجای جهان
    شکسته است
    که هیچکس به خانه اش نمی رسد
    .

    گروس عبدالملکیان

    ادامه مطلب ...
  • محمد علی سپانلو

    محمد علی سپانلو

    در دست چپ ستاره

    در دست راستش قلمی

    ژالیزیانا ملکه ای دارد

    اگر قلم را به من بدهد می توانم

    ستاره را بسرایم

    تا آسمان ترانه ی انسان شود

    اگر ستاره را به من بدهد

    جوهر درخشانی برای قلم اختراع خواهم کرد

    اگر قلم ، اگر ستاره را به من می بخشید

    آسمان تازه ای می نوشتم

    برای ملتی که ملکه یکی از آن هاست

    برای ملکه هایی که یک ملت اند

    محمد علی سپانلو

    ادامه مطلب ...
  • نیما یوشیج

    نیما یوشیج

    در پیله تا به کی بر خویشتن تنی
    پرسیـد کـرم را مـرغ از فروتنی

    تا چنـد منـزوی در کـنج خلـوتی
    دربسـته تا به کی در محبس تنی

    در فکر رستنـم ـ پاسخ بداد کرم ـ
    خلوت نشسته ام زین روی منحنی

    هم سال های من پروانـگان شدند
    جستند از این قفس،گشتند دیدنی

    در حبس و خلوتم تا وارهم به مرگ
    یا پـــــر بر آورم بهـر پریـــدنی

    اینک تو را چه شد کای مرغ خانگی!
    کوشش نمی کنی،پری نمی زنی؟

    نیما یوشیج

    ادامه مطلب ...